بنام پروردگار حی و توانا
سفارش تبلیغ






بنام پروردگار حی و توانا


نوشته شده در چهارشنبه 100 فروردین 11 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

 باران ببارد میروی 
  باران نبارد میروی 
     این بغض بی صاحب چرا 
                 از تو ندارد ، پیروی


نوشته شده در پنج شنبه 99 اسفند 21 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

   کرونا 

           کرونا 

                  کرونا

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 99 اسفند 21 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

 

 بازم اول مهر شد
    تولدت مبارک
     12 سال رو گذروندی 
             و
       امسال 13 ساله شدی


نوشته شده در یکشنبه 99 شهریور 30 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

در همسایگی ما ، یک دکان پیرایش مردانه از سال‌های خیلی دور در آن مکان مشغول بکار است.

از آن مغازه هایی که هنوز کرکره فلزی سبز رنگش از بیرون پیداست و روی میز جلوی صندلی‌های انتظار مشتریانش میتوان مجله‌های ورزشی و گل آقا، مربوط به دهه های قبل رو بخونی و از اوضاع و احوال آن روزگاران باخبر شوی.

صاحب مغازه ، پیرمردی با دستان لزران و البته خوش برخورد و دوستداشتنی.

اوایل که ما به آن محله اسباب کشی کرده بودیم هر هفته یا حتی ده روز یکبار مغازه را برای چند ساعتی باز میکرد و بعد هم تعطیل میکرد و به منزلش برمیگشت.

این اواخر پدرم یکی از مشتری های پروپاقرصش شده است و نمیدانم چرا هر چند روز ماشین اصلاح‌مان خراب میشد.

این موضوع ادامه داشت تا اینکه روزی پیرمرد آرایشگرمان ، مرا دید و گفت: " هوای پدرت را خیلی داشته باش، مرد بزرگیست"

دلیلش را پرسیدم و جواب داد: " متوجه شدی جدیدا هر روز مغازه را باز میکنم و مثل قدیم تا غروب این دکان باز است"

گفتم : آره

و ادامه داد:" پدرت با اینکه میداند نمیتوانم موهایش را خوب کوتاه کنم ولی همیشه از نوع اصلاح سرش راضی ست ؛ تازه میداند اصلا تعمیر و تنظیم ریش تراش و ماشین اصلاح را بلد نیستم ولی هر چند وقت یکبار ماشین اصلاحش را میآورد برای سرویس کردن ، بابت آن هم ، دستمزد خوبی بهم میدهد، واقعا امیدوار شدم که هنوز از کار افتاده نشدم این بهم انگیزه داده که هر روز اینجا باز باشد"

رفتار انسان‌هایی مثل پدرم ، چقدر زیباست و آموزنده ؛ یادمان باشد هوای آدم‌های اطرافمان را داشته باشیم شاید آنها دلخوش به همین محبت و توجه ما باشند.

 

 


نوشته شده در دوشنبه 99 مرداد 20 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

ت

   احتیاج دارم...
          به یه خوشحالی از ته دل
          به خندیدن بدون مکث
          بدون مصرف جنس

               به نور بیرون این دیوار
                  این روزا احتیاج دارم
           به قبلاهام و دیوونه بازیام
       به همکلاسی هام،احتیاج دارم

نوشته شده در دوشنبه 99 مرداد 6 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |


 نمیدونم باید بهت بگم که این حس ، یه حس خوبه یا نه!

اینکه دیگه منتظر یه تبریک ساده هم ازت نیستم،

شاید اینم یه مدل انتقام گرفتن باشه،

انتقام بابت همه کم محلی که توی این مدت کردی،

آره، عزیزم...

خیلی خوبه که دیگه نمیخوامت،


نوشته شده در پنج شنبه 99 خرداد 29 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

 

 برق هم اگر برای مدت طولانی بره...

زنگ میزنن اداره برق میپرسن : " کی میاد"

 یعنی رفتن من تا این اندازه هم برات مهم نبود ...!؟



نوشته شده در چهارشنبه 99 فروردین 20 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |


 سلامتی اون دوستم که وقتی چندتا صرفه پشت هم کردم

 ازم فرار نکرد و نگفت کرونا دارم.

 اومد پیشم ، چند تا ضربه آروم به پشت سینه م زد و گفت:

 "اون لیوان آب همش مال خودته ، یواش بخور ، نپره تو گلوت"


گاهی به همین راحتی میشه به کسی کمک کرد


نوشته شده در شنبه 99 فروردین 2 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

بدون شرح اما پر از ...


نوشته شده در چهارشنبه 98 بهمن 30 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |



بالای صفحه