بنام پروردگار حی و توانا






بنام پروردگار حی و توانا

بدون شرح اما پر از ...


نوشته شده در چهارشنبه 98 بهمن 30 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

پنجره اتاق مرا که بازکنی 

یه پهنه وسیع 

به رنگ سبز

پر از شبدرهای شبنم زده

پر از آبی آسمان

پر از آدمهای شاد و بی دغدغه

پر از هیاهوی زندگی

نه ، هیچکدام اینها نیست

پنجره اتاق مرا که باز کنی

یه خیابان شلوغ 

آدمهای عجول و شتاب زده

آسمانی غبارآلود پر از دود

پر از صداهای گوش خراش

.

.

.

.

پنجره اتاقم را میبندم

صدایی به گوشم میرسد:

"آزادی به از بند، چه با لبخند چه بی لبخند"

 مثل همیشه 

مسعود فردمنش و فقط امید واهی

لبخند میزنم و در سکوتم غرق میشوم.

 


نوشته شده در پنج شنبه 98 دی 19 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

آدم ها تاریخ مصرف دار شده اند!

بعد از مدتی تلخ میشوند!

هنگام انتخابشان خوب دقت کن...

انقضای بعضی ها خیلی کم است و نباید سمتشان رفت.

اما امان از آن هایی که تاریخشان تقلبی ست...!

گولشان را نباید خورد که بد مسمومیَتی به دنبال دارد...!

می آیند و حرف میزنند ....حرف میزنند و فقط حرف میزنند!

خب آدم است دیگر

برای حرف ها رویا می سازد...

با حرف ها زندگی میکند

یک دوستت دارم میشنود و هزار بار با خودش تکرار میکند

چرا که باور کرده است

اما پایِ عمل کردن به حرف که میرسد رنگ عوض میکنند... .

بهانه گیری هایشان شروع میشود

سکوت ها

تلخ شدن ها

حالا تو میمانی با آدمی که انگار نمی شناسی اش

با آدمی که از تو فاصله میگیرد

با عشقی که بلاتکلیف شده!

حالَت از این تغییرِ رفتار به هم میخورد

و دیگر توانِ تحمل کردنِ نبودن اش در حالی که هست را نداری... .

قلب ات را میانِ دستانت میگیری

رویاهایت را سَر میبُری

و ترجیح میدهی نباشد

تا اینکه باشد و انگار نیست!

.

رفتنِ کسی که به بودن اش عادت کرده ای سخت است!

سخت که چه عرض کنم....رفتن اش اصلا در مخیله ات نمیگنجد و همیشه با خودت فکر میکردی اگر نباشد میمیرم!

اما خب دیگر نمیتوانی تغییر حالتش را 

تحمل کنی

.

او تو را به تَب گرفته است

که به مرگ راضی شده ای

 

اما در بین تمام آنها که می آیند و میروند

یک نفر برای همیشه ماندگار میشود در قلبت

بدون تاریخ مصرف و انقضا

مثل تو.... 


 


نوشته شده در سه شنبه 98 آبان 21 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

 

مرگ با ما تا ابد همراه نیست

مرگ جز یک وقفه ی کوتاه نیست

مرگ یعنی لغزش پای حیاط

مرگ یعنی زندگی در خاطرات

دوست دارم منقرض گردد تنم

روح باشد دکمه ی پیراهنم

عشق اینجا طعم عفیون میدهد 

بوی صدها استکان خون میدهد

عشق ما اندازه یک آه بود

این قصیده انقدر کوتاه بود

من نگاهم سرد و باران خورده شد

او تبسم برلبش، پژمرده شد

ناگهان لرزید دست کینه ام

زخم هق هق، باز شد در سینه ام

عین بغض سرد دلگیران شدم

از خداحافظ مگو، ویران شدم


نوشته شده در چهارشنبه 98 مهر 24 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

 

* تولدت مبارک *

 

   ساده ، بی ریا و خالصانه 


نوشته شده در دوشنبه 98 مهر 1 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

” متن آهنگ عاشق از سیاوش قمیشی “

تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمی

تو بارون نموندی که دلگیریه این هوارو بفهمی

تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم

دلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم


تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمی

عزیزت نرفته که تشویش سوت قطارو بفهمی

تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن

جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من


تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا انتظارو بفهمی

پریشون نبودی که نگذشتن لحظه هارو بفهمی

تو اونی که رفته چی میدونی از غصه جای خالی

من اونم که مونده چی میدونم از قصه بی خیالی


 

ترانه سرا: معصومه رضایی زاده


نوشته شده در دوشنبه 98 مرداد 7 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

 

 تولدم بود و نیامدی 
    حداقل از راه دور فاتحه ای برایم بخوان
           شاید خدا گذشته ام را بیامرزد


نوشته شده در سه شنبه 98 خرداد 28 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

 

  این روزها انقدر آرامش دارم 
    همش میترسم، بیان و به جرم داشتن آرامش زیاد
       بعنوان " سلطان آرامش " اعدامم کنن
.


نوشته شده در چهارشنبه 98 خرداد 15 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |


نوشته شده در سه شنبه 98 اردیبهشت 17 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

روزیکه میخواستیم از هم جداشیم و قرار بود برای آخرین بار همدیگرو ببینیم ، یه جمله ای بهم گفت که هنوز نمیدونم منظورش تهدید بود ، یه جور نفرین بود یا .... نمیدونم...

 به هر حال، بهم گفت: " مگر اینکه تو خواب منو ببینی"

دیشب که برای چندمین بار خوابش رو دیدم، یه دنیا حظ بردم،

انقدر خوب و کیف کردنی بود که دلم نمیخواست بیدارشم.

صبح بلند شدم ، یاد جمله ای که گفته بود افتادم ، میگم این شاید قشنگترین آرزویی باشه که آدم میتونه در حق یه نفر براش داشته باشه.

آره...!!! ، آرزو

کاش دوباره تو خواب ببینمت


نوشته شده در یکشنبه 98 اردیبهشت 15 -*- توسط ع . و -*- نظرات ( ) |

   1   2      >


بالای صفحه